X
تبلیغات
رایتل

تئاتریکال

هنری فرهنگی اجتماعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 8:38  توسط ایسا  |  6 نظر

روز جهانی تئاتر

 

26 اردبیهشت ماه 1390 بزرگداشت روز جهانی تئاتر بود که البته روز جهانی تئاتر، فروردین ماه هر سال  در سرتاسر دنیا جشن گرفته میشود که در ایران به دلیل همزمانی این روز با تعطیلات نوروز کمی دیرتر از دیگر کشورها جشن گرفته میشود.بندر عباس هم سعی میکند عقب نماند از این جشن و پایکوبی که امسال نیز این جشن، با شکوهی هر چه تمامتربر گزار شد.طبق معمول و عرف همیشگی ما ایرانیان،این مراسم با55دقیقه تاخیرآغاز شد.پس از تلاوت قرآن مجید ،  مجری توانای استان ،میکرفون به دست با نوای پس زمینه پیانو کار خود را آغاز کرد که ناگهان به احمقانه ترین و لوس ترین  شکل ممکن ،شیرازه مراسم را از هم پاشاند.انگار خود تئاتریها هم پذیرفته اند که تئاتر،همان دلقک بازی است،که تئاتر همان لوده بازی است. ایجاد فضایی صمیمی با خلق فضایی بچه گانه، دو مقوله کاملا جداست که متاسفانه از سوی برگزارکنندگان این مراسم نادیده گرفته شد.به کار بردن الفاظ کوچه بازاری ،زیبنده برگزار کنندگان و مخاطبانی که هر کدام ادعای فضل و فرهنگ وادب را دارند نیست. هر چند همایون امیر زاده،مدیر کل فرهنگ و ارشاداسلامی،لبخندزنان، از این نوع اجرا به عنوان اجرایی ساختارشکنانه نام برد ،ولی باید یاد آور شد ،به مزاح گرفتن شعور مخاطب شاید ساختار شکنی باشد ،اما باید پذیرفت که نابخردی ست.

امیرزاده به عنوان نخستین سخنران مراسم ،نوید خوبی داد ،که آمده است تلاش تئاتری ها را ببیند نه اینکه سخنرانی طولانی داشته باشد.خوشحالی حضار از این نوید ساختار شکنی در سخنرانی ،زود رنگ باخت.مدیرکل ،تازه گوش شنوایی به چنگ آورده بود.از دایه گان مهربان تر از مادر نالید.یادی کرد از فاجعه 3 سال پیش که شوریدند به نشانه اعتراض، همین بله قربان گویان امروز. از جیب مبارک، نان 150تومانی قرض داد به این و آن.کمی هم از فلسفه دایه و مادر ،حضار را مستمع نمود و از دایه گان شرور و نامرعی خواست که دست از سر نداشته هنر این استان بردارند. سخنرانی جناب مدیر که به پایان رسید ،خوشمزگی های مجری و صدایی که حاکم بود برسالن، ادامه یافت.این خوشمزگیها زمانی به اوج رسید که رضا کولغانی با تشویق و کارگردانی صدای حاکم بر سالن، از میان حضار با حرکاتی زیبا؟خود را به روی سن رساند.شروع کرد به نواختن وخواندن که انصافا بد نبود،بهتر هم میشد اگر تحت تاثیرفضا و صدای حاکم قرار نمیگرفت. مجری خلاق و توانمند ،موبایل به دست ،سر حضار را شیره میمالد که انگار آتیلا پسیانی ،آن سوی خط است،با نمیدانم کدامین دکتر همکلام میشود. به هرنامی که بر زبانش می آید التماس میکند.حمیدلولایی بیچاره را نیز با همدستی صدای حاکم،مضحکه قرار میدهند تا اینکه ،محمد سایبانی به داد این مجری با نمک میرسد.محمد، شماره کسی را میگیرد که هر تئاتری آرزوی همکلامی با او را دارد.آن سوی خط، رضا کیانیان است که پاسخ میدهد.در ابتدا محمد ،در گفتگوی خود با کیانیان ،به طور نامحسوس و زیر پوستی به تماشاگران میفهماند که دوستی دیرینه ای میان آنها (تی تووک و کیانیان )حاکم است.محمد به تماشاگرش میفهماند که باید دلش بسوزد از اینکه کیانیان فقط،با آنها دوست است.محمد سایبانی از رضا کیانیان می خواهد در این جشن ،از راه دورسخن براند و کیانیان حرفی میزند که دل همه میسوزد: (( جشن تئاتر،زمانی است که سالن های تئاتر پر باشد از تماشاگر و هر 12 ماه سال ،اجرای تئاتر باشد در سالن های تئاتر به جای همایش وکنگره و...)) پس از گفتگوبا کیانیان ،این مجری و صدای حاکم هستند که باز هم حضار را سر ذوق می آورند.15 دقیقه از این مراسم را اختصاص می دهند به بزرگداشت مرحوم استاد احمد حبیب زاده.خوانش قسمتی از نمایش انتقام زار نوشته استاد و خوانش دلنوشته ای از بهزاد ،فرزند ارشد استاد حبیب زاده در وصف پدرتنها برنامه ای بود که در این بزرگداشت اجرا شد ،آن هم به کوشش خانواده استاد.حال چرا از سوی انجمن نمایش و برگزارکنندگان این مراسم جهت بزرگداشت استاد حبیب زاده،کسی که تا آخرین لحظات عمر خود،در خدمت تئاتر بوده وروز بزرگداشت جهانی تئاتر از دنیا رفته است تلاشی صورت نگرفته است ،پرسشی است که باید پرسید.مجید سرنی زاده و رضا غریب زاده ،گوشه ای از نمایشی را که در فستیوال هند به اجرا گذاشته بودند،با کیفیتی پایین تر به اجرا گذاشتند.تماشاگران گوشه ای از کار رضا جوشعار را نیز دیدند.یاسین بهرامی هم یکی از کسانی است که به روی سن دعوت میشود.در ابتدا مجری سرزنده با همراهی صدای حاکم بر صحنه ،یاسین را نیز سر ذوق می آورند و در مورد کت و شلواری که پوشیده اند کلی تماشاگران را هم سر ذوق می آورند و در ادامه یاسین دعا خواند و حضار آمین گفتند. فضا کاملا آماده بود برای خواندن دعای جوشن کبیر که بعلت کمی وقت این امر محقق نشد.استاد دیگری به روی صحنه آمد و زخمه بر گیتار زد و فریاد در گلو انداخت و گوش های بینوا را نوازشی محکم داد.در پایان، مراسم تقدیرو تشکر بود که تقدیربا کسانی بود و با کسانی دیگر نبود.تقدیر از پیشکسوتانی شد که نامشان بود و خودشان نبودند.معلوم نشد چرا از عبدا... دستان که سپید موی تئاتر است و هنوز فعالیت میکند در این تئاتر ظالم،تقدیری نشد؟چرا خبری نگرفتند از هوشنگ کرامتی؟ استاد مهدی عطایی در پیچ کدامین خصومت شخصی گم شد و از یاد رفت؟از گذشتگان تئاتر گذشتند و رسیدند به آیندگان دیروز که در حال نیز فعالند.تقدیر با کسانی بود که هنوز در حال تاتی تاتی کردن در فضای تئاترند.با احترام به تمامی آنها،جای مجید کشاورز ،بازیگری که خیلی ها به او مدیونند به خاطربازیهای گیرایش خالی بود در این تقدیر و تشکر. فتحیه بقایی هنوز میجنگد در این فضا.بیش از15 سال است که میدانم در این انجمن نامرد ،فریاد میکشد.حامد رضوانی هم بود و دیده نشد.مجید رزبان هم بود.همه پرکارها و قدیمی ها بودند و گم شدند در ازدحام این تاتی تاتی کنان ها .همه آنها بی ادعا بودند و هستند.شما که عینک آفتابی بر چشم گذاشته اید و وانمود میکنید که نمی بینید این بی ادعاها را ،مجید جمشیدی عکس های زیاد و زیبایی گرفت از تئاترهای این استان.بگذریم .در پایان مراسم،لوطی ها خوب نواختند در حیاط فرهنگسرا،در کنار میزهایی مملو از کیک و آبمیوه های گرم.روز جهانی تئاتر،2ساعت به طول انجامید اما آنچه جایش خالی بود اجرای تئاتربود.یک نماشنامه خوانی و دو اجرای 5 دقیقه ای، تمام آنچه بود که در روز جهانی تئاتر ،به اجرا گذاشته شد.برگزارکنندگان کوشا و متفاوت وخلاق و نو آور،خسته نباشید

نوشته شده در دوشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1390ساعت 11:41 توسط ایسا صادقی نظرات 0 |



جدی - دستگاه کوچک کننده بینی آیدان